من در یکی از شهر های کرد نشین ایران زندگی می کنم و اطرافیان من همه مسلمان هستند و ظاهرا" مشکلی با اسلام ندارند

اما گاهی از گوشه و کنار حرفهایی میشنوم که کاملا" جمله بندی مشابه سخن دشمنان این دین را دارد،

چند سال پیش با شنیدن مطالبی از یکی از آشنایان جرقه ایی در ذهنم ایجاد شد که دنبال جواب بگردم و دیری نپایید به جواب رسیدم

و همین موضوع محرکی شد برای من تا به بررسی بسیاری از شبهات دیگر هم بپردازم،

جالب اینکه دنبال هر موضوعی که می رفتم به جواب کاملا" قانع کننده می رسیدم،دور از دایره و محدودیت هر گونه تعصبی!

به لطف خداوند تصمیم دارم در اینجا موضوعاتی را به رشته تحریر در آورم.

فقط یک نکته حائز اهمیت:

در این وبلاگ هرگز مطالبی در مورد اختلافات مذاهب و فرقه های اسلامی نوشته نخواهد شد،

این موضوع باعث رنجش بسیاری از دلسوزان این دین شده، باور بفرمایید مانند بنّایی شده ایم که در صدد زدن طاق و خشت های بالایی ساختمان است غافل از اینکه دارند از پایین سنگ های زیر بنا را بیرون میکشند،

امروزه بسیاری از جوانان ما نماز میخوانند ولی حتی یک کلمه از معنای آن آگاهی ندارند

قرآن را چند بار ختم کرده اند ولی یک بار به معنای آن توجه نکرده اند

اگر شخصی علیه دینشان حرف بزند چون هیچ جواب قانع کننده ایی ندارند فورا" به آن شخص مهر الحاد میزنند و از ادامه ی بحث جلوگیری میکنند(؟؟؟؟!)

....

آنگاه علیه مسلمانان به مخالفت بر میخیزند؟!

متاسفانه به جای ائتلاف و اتحاد علیه دشمنان واقعی اسلام ،دین خدای رحمان،شده ایم حمّاله حمل کننده هیزم های دشمن برای گسترش آتش داخل خانه ...

دوره ی دبیرستان یه هم کلاسی داشتم هر چند بهش میگفتم نماز بخون

میگفت بیهوده ست!

و هرگز خودمو خسته نمیکنم زمانی که سرنوشت من نوشته شده من چه تاثیری می تونم داشته باشم

دلیلشم این بود که:

بچه ایی که تو شکم مادرشه و هنوز متولد نشده خدا به خوبی میدونه که بهشتیه یا جهنمی و سرنوشتش رو قلم زده،در حالی که این بچه هنوز بی گناهه

و تلاش اون بعد از تولد بی فایده ست...

پس سرنوشت من هم مشخص و معلومه و نوشته شده

هر چند میگفتم:اراده،اختیار،تفکر،تعقل...

پاش رو کرده بود توی یه کفش و بازم حرف خودش رو تکرار میکرد...

پارسال هم پسر عموم با هم اتاقی هاش بحث هایی رو  در این مورد کرده بود،و اون هم این سوال رو ازمن پرسید البته با کمی تغییر:

کسی که خود کشی میکنه خدا سرنوشتش رو اینطوری نوشته پس اون شخص چه گناهی داره....؟

اما جواب:

بحث قضا و قدر بسیار عمیق تر از آن است که در اینجا گنجانده شود هم از لحاظ معلومات این حقیر و هم دور بودن از اهداف وبلاگ.

اما پاسخی اجمالی برای این سوالات این ست که: اراده ی انسان در طول اراده خداوند قرار دارد،(مثلآ من الان پشت کامپیوترم نشستم و خداوند نوشته که من الان باید اینجا باشم،من تصمیم میگیرم برم یه لیوان آب بخورم و میرم...

مگه خداوند ننوشته بود که پشت کامپیوتر باشم؟

آها پس نوشته پشت کامپیوتر میشینه و میره یه لیوان آب میخوره...

اما من خودم تصمیم گرفتم برم آب بخورم)

و خداوند سرنوشت فرد را میداند و این هرگز به معنای تعیین سرنوشت نیست...(خداوند میدانست که من پشت کامپیوتر میشینم و بعد تصمیم می گیرم و اراده میکنم و کاملآ اختیاری میرم آب میخورم و خداوند  آگاه بود از این موضوع*از اراده ی من*و به همین خاطر این چنین نوشته است)

بگذارید من هم سوالی مطرح کنم،

اگر خداوند سرنوشت را نوشته و ما تاثیری در آن نداریم،چرا کلیه ی پسر بچه هایی که قبل از ۱۵ سالگی  می میرند، بی گناه از دنیا می روند؟؟؟

مگر احتمال نداشت که یکی از این بچه ها گناه کار در بیاد؟

پس از این رو که خداوند از عمل اختیاری ما آگاهی دارد،

می داند که سرنوشت ما چیست...

و این مربوط میشه به علم نا متناهی خداوند که بر هر چیزی احاطه دارد.

حتی من شنیدم افرادی هستن میگن:

خدا در قرآن میفرماید: یهدی من یشاء(یعنی هر کس را بخواهد هدایت می کند...)

پس فلان شخص(مثلا" فرعون)که خدا هدایتش نکرده چه تقصیری داره؟

اگه شخصی این رو به من بگه، من بهش میگم پس این عبارت رو چطوری برام توجیه میکنی

که میگه: یهدی من ینیب(خداوند هدایت میکند هر کس را که توبه کند...)!!!!

مگه خود فرعون موقع غرق شدن توبه نکرد؟ که خداوند هم توبه ی هنگام مرگ رو قبول نمیکنه

مگه توبه کاملآ اختیاری نیست؟؟؟

مبحث کمی سنگینه ولی امید وارم به خوبی فهمیده باشید.

وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

 

 

 

ترم ۴ دانشگاه بودم

 امتحان پایان ترم درس ریاضی ساعت ۸ صبح برگزار میشد واسه همین یکی از دوستام که خونه دانشجویی نداشت و رفت و آمد میکرد موند پیش من،آخرای شب در اثنای درس خوندن بحثی رو شروع کردیم خیلی از مطالب رو که میگفت واضح براش توضیح می دادم یا اون نظر خودش رو میگفت.

تا اینکه یه سوالی ازم پرسید که هر چند تلاش کردم نتونستم قانعش کنم

واقعا" جوابمم زیاد قانع کننده نبود!

سوال این بود:

آیا خدا میتونه سنگی بسازه،(انقدر بزرگ باشه )که حتی خودش نتونه اون رو برداره(بلند کنه)؟

 

اون جواب آره یا نه رو از من میخواست!

اگه میگفتم آره،میتونه درست کنه.میگفت پس چرا نمیتونه بلند کنه، مگه خدا قادر مطلق نیست؟؟؟

اگه میگفتم نه،نمیتونه درست کنه!. میگفت پس چرا میگی خدا بر هر چیزی تواناست!

دوستان چند لحظه همین جا صبر کنید،میتونید جواب بدید،بهش فکر کنید بعد ادامه بدید...

                                   

                                          ****************

 

اون شب جواب من این بود: خدایی که بتونه همچین سنگی بسازه پس حتما" میتونه برش داره

ولی اون میگفت ای جوابه سوال من نیست من میگم میتونه همچین سنگی بسازه که نتونه بلندش کنه...

خلاصه قانع نشد،منم احساس خیلی بدی بهم دست داده بود که چرا نتونستم از توحیدم دفاع کنم! 

فرداش رفتم سراغ اینترنت ،سایت های زیادی بحثش رو کرده بودن مثلا" جواب هاشون اینبود

*این سوال غلطه

*این کار،خودش نشدنیه و ربطی به خدا نداره

*خدا میتونه که نتونه نه خدا نمیتونه که نتونه

*و ....

من که قانع نشدم با این جواب ها،یعنی احساس آرامش نمیکردم در مورد این موضوع.

یه روز که برگشته بودم خونه(شهر خودم) یکی از استادهای خیلی گرانقدرم رو که مطمئن بودم جواب خیلی کاملی پیشش هست رو تو خیابون دیدم ، بعد از سلام بلافاصله موضوع رو براش تعریف کردم

خیلی با آرامش گفت:

بهش بگو

 ***خدایی که من میپرستم حکیمه

و هیچ کاری رو بیهوده و عبث انجام نمیده،مثلا" چرا باید سنگی رو بسازه که نتونه برداره***

و من رو کاملا" قانع کرد...

یادمه روزی که تو حیاط دانشگاه این جواب رو به دوستم گفتم،حتی یک کلمه هم حرف نداشت که روی این پاسخ نظر بده

 

فقط از دوستان عزیزم خواهشی دارم:

زمانی که این سوال رو برای سنجیدن یا تفنن یا هر نیت دیگه ایی از شخصی میپرسید

حتما" جوابش رو هم بگید

نکنه خدایی نکرده با این سوال به شک بیفته و باعث گمراهیش بشه...

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

 

 

 

همیشه از بچگی یه سوال تو ذهنم بود،یادمه حتی از چند تا از دوستامم شنیدم که کنجکاو بودن بدونن؟؟؟؟

سوال این بود:

ما رو چه کسی خلق کرده؟  مطمئنا" بلافاصله می گیم خدا

کوه ،بیابان ،دریا و ... اینا رو چی؟.......باز می گیم ...... خدا

اما سوالی که همه رو آشفته کرده....

خدا رو چه کسی خلق کرده؟؟؟

تو رو خدا صبر کنید، قبل از اینکه مهر بی دینی بهم بچسپونید مطلب رو تا آخر بخونید...

آخه چرا بی دین قلمدادم می کنید؟

باور کنید من مسلمانم،به خدا و قرآن اعتقاد دارم اما دوست ندارم کور کورانه مسلمان باشم

دوست ندارم صرفا" یه مسلمان زاده باشم و بس،مگه چیز بدی گفتم! میخوام کسی رو که میپرستم،کسی که من رو زنده نگه داشته،کسی رو که براش سجده میکنم بهتر بشناسم همین...

(دوستان باور کنید افرادی هستن این حرف رو پیششون بزنیم بهمون میگن ملحد و از دین برگشته...!!!!؟)

اما جواب:

تمام افرادی که این سوال رو از روی غرض (نسبت به خدا و دینش و موحدان)طرح میکنند

تنها یه هدف دارند اینکه به ما ثابت کنن خدا هم مخلوقه و خالق نیست

یعنی یکی هم خدا رو درست کرده..

باور بفرمایید تمام دعوایشان برای همین موضوعه(مخلوق بودن خدا)

اشکالی نداره ما این رو قبول میکنیم،باشه موجودی بنام x  (ایکس)   خدا رو خلق کرده!!

(صبر کنید بخدا ملحد نیستم) اما اینجا یه سوال دیگه مطرح میشه!!!

چه کسی x رو خلق کرده خب حتما" y....

مشکل شد دو تا چه کسی y رو خلق کرده!

طبیعتا" باید z هم اون رو درست کرده باشه

دوستان در فلسفه به این موضوع میگن تسلسل و چیز کاملا" باطل و مردودیه

اما ادامه ی جواب:

ما باید در آخر این چرخه به ذاتی برسیم که ازلی و ابدیه، و اون کسی نیست جز ذات مبارک و اقدس و منزه و پاکه  الله (جل جلاله،سبحانه و تعالی).

مطمئن باشید پاسخی محکم و قانع کننده به شخص سوال کننده بسیار نیکوتر از کناره گیری و برچسپ زدن به شخص است،

البته باید خیلی به نرمی و با ادبیاتی زیبا جواب شخص را بدهیم

تا اگر واقعا" کنجکاو است دغدغه و ابهام را از روح و روانش بزداییم و اگر قصد اذیت مومنان را دارد با جوابی دندان شکن آنرا روانه ی پابوسی اربابانش کنیم و یا اگر خدا بخواهد هدایت شود.

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

 

 

 

منـاجـــات


خداوندا..

من از احساس بيهوده بودن ؛ من از چون حباب آب بودن
من از ماندن چون مرداب مي ترسم


خداوندا...

من از مرگ محبت من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم


خداوندا..

من از ماندن مي ترسم خداوندا من از رفتن مي ترسم...


خداوندا...

من از خود نيز مي ترسم ...


خداوندا... پناهم ده